قصه های تصویری (کارتونی)

قصه تصویری آینه جادویی

قصه تصویری آینه جادویی

خلاصه داستان آینه جادویی روزی روزگاری توی خیابون زیبای گرانادا همه منتظر بودند تا شاه این کشور ازدواج کنه و اونها ملکه ایی داشته باشن. شاه معتقد بود که زنی که قراره همسرش بشه باید شخصیت قویی ای داشته باشه و لایق ملکه بودن باشه. اون باید به قدر کافی خودش، قلمروش و مردم سرزمینش …

قصه تصویری آینه جادویی ادامه »

داستان هفت کلاغ

قصه تصویری هفت کلاغ

خلاصه داستان هفت کلاغ یکی بود یکی نبود. زمانی در سرزمینی دور در میان کوه های بلند دره سرسبزی وجود داشت. رودخونه ی زیبایی از این دره عبور میکرد که جنگلبان خونه سنگی خودش رو کنار این رود ساخته بود. جنگلبان ازدواج کرده بود و هفت تا پسر و یک دختر داشت. اون اغلب مجبور …

قصه تصویری هفت کلاغ ادامه »

قصه تصویری مولان

قصه تصویری مولان

خلاصه داستان مولان یکی بود یکی نبود. فاژو در شهر هان کشور چین زندگی میکرد. اون یکی از جنگجوهای ارتش امپراطوری بود. فاژو دختری داشت که اسمش مولان بود. مولان عاشق زره و لباس رزم پدرش بود. همیشه اون لباسهای جنگی رو میپوشید و خودش رو توی آینه نگاه میکرد. تا که یک روزامپراطور هان …

قصه تصویری مولان ادامه »

قصه تصویری زنان کوچک

قصه تصویری زنان کوچک

خلاصه داستان زنان کوچک قصه تصویری زنان کوچک در مورد خانواده ای است که وضعیت مالی خوبی ندارند و پدرشان برای کمک به سربازان وطن به جنگ رفته‌است و و حالا آن‌ها سعی می‌کنند زندگی خود را اداره کرده و در کنارش به مردم محتاج کمک کنند. آن‌ها همگی زندگی نسبتاً سختی دارند و از …

قصه تصویری زنان کوچک ادامه »

گل رز مغرور

قصه تصویری گل رز مغرور

خلاصه داستان گل رز مغرور روزی روزگاری در صحرایی که هیچکس نمی توانست در آن زنده بماند گل رزی شکفت. او زیباترین گلی بود که کسی تابحال به خود دیده بود. در کنار او دو کاکتوس رویید. آن دو خیلی مهربان بودند. اما گل رز مغرور بود و به آنها اعتنایی نمیکرد. چون او زیبا …

قصه تصویری گل رز مغرور ادامه »

قصه تصویری تام سایر

قصه تصویری تام سایر

خلاصه قصه تصویری تام سایر پسر جوانی به اسم تام سایر با عمه اش زندگی میکرد. عمه پالی زن خوبی بود و تام رو خیلی دوست داشت و فقط چیزهای خوب رو براش میخواست. اما تام بچه شیطونی بود. اون گاهی به مدرسه نمیرفت و گاهی با دوستاش کتک کاری میکرد. تا که یک روزعمه …

قصه تصویری تام سایر ادامه »

هوش برای فروش | داستان کارتونی برای شب کودک

قصه تصویری هوش برای فروش

خلاصه داستان هوش برای فروش  در دهکده ای در هندوستان پسر کوچکی به اسم شیرو زندگی میکرد. شیرو مادرش را در حادثه سیل از دست داده بود و با پدرش زندگی میکرد. شیرو پسر باهوشی بود. پدر او دهقان بود. یک روز پدر شیرو به او مقداری پول داد تا به بازار برود و تجارت …

قصه تصویری هوش برای فروش ادامه »

همسایه حسود | قصه تصویری کودکانه

قصه تصویری همسایه حسود

خلاصه داستان همسایه حسود روزی روزگاری در روستایی کوچکی زوج پیری به اسم ریچارد و ماریا زندگی میکردند. ریچارد و ماریا فرزندی نداشتند. آنها فقط یک سگ به اسم رومئو داشتند. یک روز رومئو متوجه شی ایی در زمین شد و شروع به واق واق کردن ، کرد. خیلی زود ریچارد متوجه وجود گنجی در …

قصه تصویری همسایه حسود ادامه »

هریس و مزرعه ارگانیکش

قصه تصویری هریس و مزرعه ارگانیکش

خلاصه داستان هریس و مزرعه ارگانیکش روزی روزگاری در دامنه کوه دهکده ای به اسم ماکونا وجود داشت که کوتوله های قبیله باستانی در آن زندگی میکردند. در این دهکده پیرمرد شادی به اسم هریس زندگی میکرد که صاحب مزرعه ارگانیک بود. هریس مرد بسیار سخت کوشی بود. میوه های او همیشه تازه بود و …

قصه تصویری هریس و مزرعه ارگانیکش ادامه »

سفرهای گالیور (قصه های صوتی و تصویری دلیها)

قصه تصویری سفرهای گالیور

خلاصه داستان سفرهای گالیور گالیور در ناتینگهام انگلستان بدنیا اومد. والدین گالیور میخواستند که اون یه جراح بشه در حالیکه گالیور اغلب در رویای سفر و اکتشاف دریاها بود. اون همیشه دوست داشت به سرزمینهای ناشناخته سفر کند. گالیور به نصیحتهای پدر و مادرش گوش داد و تبدیل به یک جراح شد. اون یکی از …

قصه تصویری سفرهای گالیور ادامه »

سبد خرید
error:
Scroll to Top